FANDOM


اوبیتو اوچیها

うちはオビト
Obito Uchiha
اولین حضور
مانگا فصل دویست و سی و نهم
آنیمه شیپودن قسمت سی و دوم
فیلم راه نینجایی: فیلم ناروتو
بازی ناروتو شیپودن: قهرمانان آخرین نینجا ٣
دوبلورها
انگلیسی ویک ماینوگنا (بچگی)
تاد هابرکورن (انقلاب طوفان آخرین نینجا)
نیل کاپلان (مادارا)
نولان نورت (طوفان آخرین نینجا ٢)
ویک ماینوگنا (مادارا در ضربه آخرین نینجا)
مایکل یورچک (بزرگی)
ژاپنی واتارو تاکاگی
نائویا اوچیدا (مادارا)
سوسوکه کوموری (بچگی - کاکاشی گیدن و ۵ بازی ویدئویی)
مگومی هان (بچگی - شیپودن قسمت ٣۴٣ به بعد)
مشخصات
تاریخ تولد ۱۰ فوریه
جنسیت مرد
وضعیت مرحوم
سن بخش ۱: ۱۳ (کاکاشی گیدن)
بخش ۲: ٣١
قد (سانتی‌متر) بخش ۱: ۱۵۴.٢
بخش ۲: ۱٧۵-١٨٢
هیولای دم‌دار ده دم
شوکاکو (یک دم)
گیوکی (هشت دم)
کوراما (نه‌دم - نیمه یین - فرم ها)
شغل رهبر آکاتسوکی
رهبر پنهانی کیریگاکوره
توانایی‌های ژنتیکی شارینگان
مانگکیو شارینگان
رینگان
عنصر چوب
طبقه بندی جینچوریکی
شبه جینچوریکی
نینجای فراری
سطح S
تیم تیم میناتو
قبیله قبیله اوچیها
رتبه
رتبه نینجایی چونین
اطلاعات تکمیلی

اوبیتو اوچیها (うちはオビト اوچیها اوبیتو) عضو سابق تیم میناتو بود. او برای اينكه كاكاشی را نجات دهد به زير سنگ می رود و در آخرين لحظات عمر خود شارینگانش را به كاكاشی می دهد.

سرگذشت ویرایش

اوایل زندگی ویرایش

اوبیتو یکی از نینجاهای قبیله اوچیها بود که همیشه دیر می کرد و در یک تیم با کاکاشی و رين بود.

در طی جنگ جهانی سوم شینوبی، ماموريت تيم آنها نابود کردن پل کانابی بود که محل عبور نيروهای دشمن، نینجاهای صخره، بود. در يک رويارويی با آنها، رين اسير شد و مورد بازجويی دشمن قرار گرفت. کاکاشی که ديد دنبال کردن دشمن باعث تاخير می شود تصميم گرفت برای نجات او نرود. درحالیکه اوبيتو با اين تصميم مخالفت کرد و به دنبال رين رفت.

کسانی که از قوانین پیروی نکنند تیمی آشغال هستند، این شعاری بود که کاکاشی با آن زندگی می کرد، اما جواب اوبیتو به اين حرف این بود: آنهايی که به دوستانشان اهميت نمی دهند از آشغال هم بدترند. اوبيتو رفت که رين را نجات دهد اما کاکاشی هم او را دنبال کرد و او را نجات داد و چشم چپش را از دست داد. زمانی که اوبيتو اين کار کاکاشی را ديد متحول شد و برای اولین بار شارینگانش را احساس کرد و شارينگانش باز شد. او حالا می توانست دشمن را با اينکه تکنيک استتار زده بود ببيند و او را نابود کرد.

وقتی به رين رسيدند، آن دو نفر به دشمنی جديد برخوردند که می خواست آنها را با ريختن تخته سنگ له کند. در آستانه برخورد يکی از صخره ها با کاکاشی، اوبيتو او را به کنار هل داد و سنگ روی خودش افتاد. در حالی که نيمه راست بدنش کاملا له شده بود و اوبيتو مرگ خود را نزديک می ديد، تصميم گرفت که چشم چپش را توسط رين به کاکاشی پيوند بزند. کاکاشی قبول کرد و برای انتقام به سمت نينجای دهکده صخره حمله کرد. درحين مبارزه، شمشير کاکاشی نصف شد که به طور نمادين به جمله ی قصار بی رحمانه ی کاکاشی که نصفش درست بود اشاره دارد. بعد کاکاشی از تکنيک کامل شده ی اوليه خود استفاده می کند: چیدوری. اسم او بعدا به عنوان قهرمان به نشان يادبود به دهكده اضافه شد.

نجات یافتن از مرگ ویرایش

معلوم می شود مادارا اوبيتو را نجات می دهد و اوبيتو نصف بدن از دست رفته اش از جنس زتسو شد.

Latest

اوبیتو درحال عزاداری كردن برای مرگ رین است.

به او می گويند كه كاكاشی و رین در خطر هستند. وقتی می رسد كاكاشی با چيدوری قلب رين را سوراخ كرده. در آنجا مانگکیو شارینگان اوبيتو توسط کاکاشی بیدار می شود و با خشم تمام همه آنبوهای کیریگاکوره را می کشد با استفاده از دو قدرت قبیله اوچیها و قبیله سنجو و تبدیل می شود به توبی به عبارتی اوبيتو همان توبی است.

شخصیت ویرایش

اوبیتو یکی از نینجاهای کونوها با قلبی قوی بود و می خواست مثل بقیه قبیله اوچیها نینجای بزرگی بشود اما در خیلی از قدرت های نینجایی خوب نبود و همیشه توسط کاکاشی مورد تمسخر قرار می گرفت. اوبیتو یک نینجا با قلبی بزرگ بود که حاضر بود برای دوستانش بمیرد و در هر شرایطی به آنها کمک کند برای او کسی که دوستاش برایش مهم نباشند از آشغال هم آشغال تر است.

اوبیتو زمانی که به عنوان توبی فعالیت می کند، شخصیتی مسخره و بی خود دارد. رفتار او بیشتر مواقع دیگران را اذیت می کند. دیدارا که اعتقاد دارد تمام اعضای آکاتسوکی باید رفتاری جدی و آرام داشته باشند، از رفتار بچه گانه توبی خورسند نیست. اغلب او را با فرمی مسخره کتک می زند. ظاهراً اوبیتو بسیار بر مخفی نگه داشتن راز هویت خود مسر است. حتی در زمانی که کسی در اطراف وی نیست نیز وی ظاهر و رفتار مسخره خود را حفظ می کند. از سوی دیگر کیسامه هوشیگاکی و زتسو، از اینکه توبی حال و هوای سازمان آن ها را از تیرگی خارج ساخته است خوشنودند. اما زمانی که توبی شخصیت خود را در آکاتسوکی مشخص می کند، و به عنوان مادارا معرفی می شود، شخصیت مسخره خود را کنار می گذارد و جدی می شود.

در مقایسه با توبی، اوبیتو شخصیتی بسیار آرام تر و جدی تر دارد، اما همچنان شخصیت جک گونه و دست انداختن دیگران در وی دیده می شود. حتی هنگام دوئل با کونان او توانایی های او را تحقیر کرد تا اینکه او دست راست اوبیتو را قطع کرد و او را مجروح ساخت. حتی در مقابل پین که، قدرت او را به عنوان قوی ترین عضو آکاتسوکی قبول داشت و صاحب رینگان بود، تحقیر را کنار نمی گذاشت. البته او توانایی های کاکاشی هاتاکه در سرعت و میناتو نامیکازه، هوکاگه چهارم، در زخمی کردن وی تصدیق کرده است.

اوبیتو نشان داده که توانایی زیادی در به کارگیری افراد برای انجام دادن کارهایش دارد. میناتو اعتقاد دارد که او ایدئولوژی پین را بر علیه خودش به کار گرفته است. همچنین کیسامه هوشیگاکی را به عنوان یکی از افراد وفادارش کرده است. حتی با ساسکه اوچیها نیز دوست شده است.

به نظر می رسد که اوبیتو اوچیها از اینکه بنشیند و وقتش را با چیزی پر کند لذت می برد، مخصوصاً تعریف کردن داستان برایش بسیار جذاب است.

ظاهر ویرایش

در اولین حضورش به عنوان توبی، ماسکی به رنگ نارنجی با الگویی مارپیچ بر چهره خود داشت و تنها چشم راستش از روزنه ماسک دیده می شد. هنگامی که او به ایتاچی اوچیها آموزش می داد، ماسکی سیاه با طرحی آتشین بر روی صورتش می گذاشت و موهای بلندی داشت. همچنین لباسی می پوشید که از تعدادی پین و پیچ و مهره ساخته شده بود که اغلب زیر لباس مخصوص آکاتسوکی خود پنهان بود.

بخش دوم ویرایش

ماموریت نجات کازه کاگه ویرایش

مقاله اصلی: ماموریت نجات کازه کاگه

اول توبی و زتسو دنبال جسد ساسوری گشتند و وقتی که انگشتر او را پیدا کردند توبی با آن بازی کرد و آن را گم کرد. وقتی که توبی و زتسو انگشتر دیدارا که فکر می کردند مرده است فقط یک دست او را پیدا کردند که توسط کاکاشی قطع شده بود اما وقتی توبی به دست دیدارا نگاه می کند ناگهان خود دیدارا می آید شروع به گرفتن گلوی توبی را با پاهایش می کند. زیرا دو دستش قطع شده بودند. به هر حال او دستش را پس گرفت.

حضور سه دم ویرایش

مقاله اصلی: حضور سه دم

مدتی نگذشته بود که توبی به طور رسمی وارد آکاتسوکی شد و به عنوان همکار دیدارا مشغول فعالیت گردید. او به همراه دیدارا روانه ماموریت دستگیری سه دم شد. اول توبی نمی خواست بر علیه ی سه دم بجنگد اما یک لحظه از آنجا رفت و وقتی که دوباره به آنجا آمد دیدارا با خاک رس انفجاری سه دم را شکست داده بود و سه دم جنگ را باخته بود. اگرچه قرار بود توبی به تنهایی این کار را انجام بدهد اما دیدارا به او کمک کرد تا بر سه دم غلبه کند و در تمام مدت زخم زبان های توبی را تحمل می کرد. آن ها سه دم را به مقر آکاتسوکی آوردند. توبی ادعا می کرد که با یک ضربه سه دم را مغلوب کرده است.

ماموریت تعقیب ایتاچی ویرایش

مقاله اصلی: ماموریت تعقیب ایتاچی

درحالی که آکاتسوکی داشت چهار دم را مهر می کرد، دیدارا و توبی برای شکار ساسکه اوچیها رفته بودند. کسی که اوروچیمارو را از سر راه برداشته بود. وقتی که ساسکه توبی را دید فهمید که او یک عضو آکاتسوکی است. ساسکه به دنبال او بالای یک درخت رفت و توبی گفت: ((تو من را می ترسانی.)) در همین موقع دیدارا به ساسکه حمله کرد. توبی در این جنگ مقدار کمی گریه کرد چون که فکر کرد دیدارا مرده است اما دیگر گریه نکرد وقتی که دیدارا دوباره بلند شد. درحالی که توبی کنار دیدارا بود، دیدارا شاهد این بود که ساسکه اول به توبی حمله کرد و او هم که خیلی بی خیال و حواس پرت بود شمشیر از وسطش رد شد اما معلوم نیست چطور زنده ماند. اول از همه دیدارا با بمب های عنکبوتی شروع به براندازی ساسکه کرد اما شاهد بود که ساسکه نسبت به خودش برتری دارد. در حرکت بعدی از بمب های انفجاری قوی تری استفاده کرد و خودش سوار بر اژدهای رسی در آسمان، به کمک توبی مین های انفجاری زیادی را در زمین به کار گذاشت اما ساسکه به طرز هوشمندانه ای دیدارا را در تله ی خودش انداخت و دیدارایی که به شدت عصبانی بود از قدرتمندترین حالت بمبش، C4، استفاده کرد و خودش را به صورت یک غول عظیم الجثه شبیه سازی کرد تا توسط این غول که به میلیاردها بمب میکروسکپی به صورت ذرات معلق در هوا در می آمد و وارد بدن هر موجود زنده ای که در اطرافش بود می شد کار ساسکه را یک سره بکند. این بمب های میکروسکپی از درون شروع به انفجار می کردند و تک تک سلول های موجود را نابود می کردند تا به کل محو شود و به نیستی تبدیل شود. درحالیکه دیدارا مشتاقانه لحظه ی نابودی ساسکه را می دید یکهو ساسکه از پشت با چیدوری دیدارا را مورد حمله قرار داد و معلوم شد که تمام این ها یک گنجوتسو بوده. دیدارا با دست خودش غوزک پای ساسکه را می گیرد و در این لحظه شاهد داستانی می شویم که در آن متوجه می شویم دیدارا طی برخوردش با ایتاچی چشم چپش در برابر گنجوتسو مقاوم شده.

دیدارا ساسکه ای را که از پشت به او حمله کرده بود را در بمب بدنی گرفتار کرد اما ساسکه موفق شد با چیدوری درحالیکه دیدارا او را منفجر کرد آزاد بکند و درحالیکه دوباره دیدارا خوشحال بود که برنده شده ساسکه توسط نیروی عنصری خودش که رعد و برق باشد و شارینگانش تمام بمب های زمینی دیدارا را خنثی کرده بود. در نهایت دیدارا فن نهایی خودش را نشان می دهد و لباسش را در می آورد و دهنی روی سینه اش نمایان می شود. درحالیکه مقدار خیلی زیادی رس در آن دهان قرار می دهد خودش را به C0، ماده ی منفجره ی قدرتمندی تبدیل می کند که انفجارش تا کیلومترها را پوشش می دهد. درحالیکه دیدارا از توبی به خاطر این حرکت زیر زبانش عذرخواهی می کند و جمله «هنر در انفجار است» را می گوید و خودش را به امید اینکه ساسکه هم با او نابود بشود، منفجر می کند و خوشحال از دنیا می رود اما از این بی خبر است که ساسکه در آخرین لحظه فرار می کند.

زتسو خبر مرگ او را به گروه می دهد و پین می گوید به راحتی جایگزینی برای او پیدا خواهند کرد. مدتی بعد در ملاقاتی مخفیانه مشخص شد توبی کسی است که به پین دستور می دهد. این شکل از شخصیت توبی با صدایی متفاوت ظاهر می شود و دارای توانایی شارینگان است. در آن ملاقات پین او را مادارا اوچیها نامید. توبی توضیح داد که ساسکه زنده مانده و شارینگان او از ایتاچی هم قوی تر شده.

بخت نبرد بین برادران ویرایش

مقاله اصلی: بخت نبرد بین برادران

توبی جلوی نینجاهای کونوها ظاهر شد و درخواست جنگ کرد. ناروتو او را با کمک یک راسنگان حمله داد اما از داخل بدن توبی رد شد و ناروتو را انداخت کنار و پس از کمی جنگ ناپدید شد. بعد از این که ساسکه برعلیه برادرش در جنگ برنده شد و ایتاچی مرد ساسکه در یک غار بیدار شد. در آنجا ناگهان توبی از داخل یک سایه بیرون آمد و ماسکش را طوری باز کرد که شارینگان او معلوم می شد. ساسکه به آن شارینگان نگاه کرد و ناگهان خون از داخل چشم هایش آمد. مانگکیو شارینگان ساسکه آزاد شد و او در همان لحظه به طور ناخواسته آماتراسو را بر روی توبی استفاده کرد و توبی را سوزاند که همان جا به زمین خورد و ماسکش افتاد. این آخرین کمکی بود که ایتاچی به ساسکه کرد که آزاد کردن مانگکیو شارینگان او بود. هر دفعه که توبی با شارینگانش در چشم های ساسکه نگاه می کرد ساسکه ناخواسته آماتراسو را استفاده می کرد. پس از اینکه او سریع آتش را خاموش کرد توبی ماسکش را پوشید و برای ساسکه توضیح داد که آخرین کار ایتاچی این بوده است که مانکگیو شارینگانش را همراه با کلیه تکنیک هایی که او می توانست استفاده کند را به ساسکه داده است. توبی به ساسکه می گوید که ایتاچی می خواسته از کونوها و مخصوصاً ساسکه محفاظت کند و او می گوید که در کشتن قبیله اوچیها به ایتاچی کمک کرده است و بعد به ساسکه گفت که ایتاچی به دستور هوکاگه سوم قبیله اوچیها را از بین برده است زیرا آن ها می خواستند یک انقلاب برعلیه کونوها انجام دهند. او می گوید که ایتاچی از همان اول یک جاسوس کونوها بوده است و او می گوید که مادارا اوچیها است و برادرم چشم هایش را به من آزادانه داده است تا از قبیله مراقبت کنم.

Ad blocker interference detected!


Wikia is a free-to-use site that makes money from advertising. We have a modified experience for viewers using ad blockers

Wikia is not accessible if you’ve made further modifications. Remove the custom ad blocker rule(s) and the page will load as expected.

در اطراف شبکهٔ ویکیا

ویکی تصادفی